تبليغاتX
دومین شانس - بیلمیرم .....

شب ها نمی دانست چرازیباترین ماده‌ی دنیاست .صبح ها  هم نمی دانست چرا تنهاترین ماده‌ی دنیاست و زیباترین نیست. هیچ گاه نرها را درک نکرد نرها هم هیچ گاه او را درک نکردند و هیچ کس ، هیچ کس را درک نکرد و همه تصمیم گرفتن برای اینکه در دنیا صلح باشد، هیچ کس هیچ کس را درک نکند و هیچ نری به هیچ ماده‌ای در هیچ شبی نگوید که من مست زیبایی توام و هیچ ماده‌ای شب ها در دلش احساس خوشبختی نکند.صبح ها همه‌ی نرها و ماده‌ها بی تفاوت به همُ از هم دور می شدند و می رسیدند به ته دنیا.هیچ کس احساس تنهایی نکرد و همه‌ی ماده‌ها دیگر می دانستند که چرا شبها زیباترین هستند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:0  توسط Medusa  |